شاید آن شعله های بنفشی که در ذهن پنجره می سوخت تنها تصور ناچیزی از یک چراغ باشد
خانم شاد و آقای شنگول پنجشنبه امتحان نظارت دارن و تصمیم گرفتن چهارشنبه صبح زود پاشن و برن بقیه منابع آزمون رو بخرن و بشینن یه اتفاق بخونن!! صبح اول وقت ساعت 11 پا میشن و آقای شنگول برای خرید منابع آزمون به خیابون انقلاب می ره. خانم شاد هم مشغول درست کردن غذا می شه. از اونجایی که معمولا در روزهای پر تنش (!) امتحان خواب خیلی می چسبه خصوصا بعد از ناهار، چند ساعتی رو جهت تجدید قوا
برچسب: نویسنده: کامیار قاسمی تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 15:34